تبلیغات
عاشقان آتنی - مطالب خرداد 1392
 
عاشقان آتنی


روستای آتنی در 30کلیلو متری  جنوب کیاسر شهرستان ساری واقع شده است. این روستا ازسمت شرق همسایه روستای تیلک با فاصله 5/3 کیلومتر واز سمت غرب همسایه روستای گل خواران با فاصله 3 کیلومتر می باشد در جنوب  روستا دره ای نسبتا"عمیق با رودی پر آب که یکی از سرچشمه های  رود تجن به نام) گت دره) قرار دارد در شمال روستا کوه بلند نماز کوه قرار دارد.

چشم انداز زیبای روستا برای هر تازه وارد خیره کننده و جداب می باشد که شیفته آن شده و سعی دارد بار  دیگر به آنجا  سفر کند  دارای  چشمه ای  پرآب و گوارا که از  بالای محل  سرازیرمی شود و تمام روستا راطی کرده و زیبایی روستا دو چندان می نماید ودارای مکانهای تفریحی  زیبائی است  که به   چند مورد  اشاره می شود.

1- گت رمین.

2- بالا مرجوک.

3- پایین مرجوک.

4- معجم دره

5- گت دره و......

مردمان روستا خونگرم مهربان مهمان نواز هستند و از طایفه هائی چون خلیلی- رئیسیان رئیسی- خلیلیان - ماهفروزی- اکبریان-چوپانی - زارع- محمودی-  قلی نژاد- حسن نژاد- اجمدی- قاسمی- وآقایی...... می باشند و در ساری و روستا های اطراف مثل: برگه- محمد آباد- نوذرآباد – دنگسرک - یکه توت امیرآباد - خورشید - عسکرآباد - زینوند- ساکن هستند.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
روز جمعه24 خرداد آتنی رنگ و بویی دیگری داشت                                                                                               

 برای   اولین بار  انتخابات  ریاست    جمهوری و

شورای اسلامی  با صندوق ثابت در آتنی

برگزار شدجا دارد ازنظم وانضباط وصبر وحوصله

همه عزیزان وبرگزار کنندگان ورای دهندگان انتخابات

کمال تشکر را داشته باشیم
 آنچه در آتنی اتفاق افتاد

 برای عظمت و آبادانی آتنی بوده است و  همه

 برنده
 انتخابات بودند  امیدواریم در سایه توجهات

 
الهی روستائی آباد و زنده داشته باشیم.

نکته قابل توجه این بود که یک نفر اولین نفر وبرای

 اولین بار درانتخابات شرکت کرده بود



 آتنی با 35 خانوار و120 نفر  جمعیت و103 نفر واجد شرایط رکورد
 

شکست  98٪ در این انتخابات  شرکت کردند که جای تقدیر وتشکر دارد

نفرات منتخب:

1- عیسی خلیلی آتنی

2-احمد (گلبرار) رئیسیان

3- عمران خلیلی

4-ابوالفضل رئیسیان

5-علی احمدی



 
















نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

عید سعید مبعث، آغاز راه رستگارى و طلوع تابنده مهر هدایت و عدالت، مبارک باد.

عید مبعث

خواند زبان دلم ثنای محمد(ص)
ماند خرد خیره در لقای محمد(ص)
دیده دل، جام جم به هیچ شمارد
سرمه کند گر زخاک پای محمد(ص)



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()



خجسته میلاد فرخنده مولود کعبه ، قران ناطق ،
مولی الموحدین،حضرت علی علیه السلام
و گرامیداشت مقام والای پدر مبارک باد.


و خداوند علی(علیه السلام) را آفرید ...




... جمعه بود، و سیزدهم ماه رجب از سال دهم قبل از بعثت. جهان با لحظه حساس تاریخ خود، هنوز ده سال فاصله داشت، باید این لحظه حساس با بعثت رسول خدا تکوین یابد و نقطه عطفی در تاریخ بشریت بوجود آورد. نقطه ای که دنیای کهنه و فرسوده را از دنیای جدیدش جدا کند. خداوند در تدارک مقدمات این جهش تاریخی بود.


جهان به سوی سرنوشت خود به پیش می رفت. سرنوشتی که قلم قضای الهی تحولی درخشان بر آن ترسیم کرده بود. بنا بود این تحول با دست توانای پیغمبر بنیان گذاری شود، و در عین حال مردی نیرومند لازم بود که این تحول را جاودان سازد.
مردی که با اصول و فروع کلیات و جزئیات این تحول را در وجود خویش تجسم دهد.
مردی که این صلاحیت و شایستگی را داشته باشد که بگوید: "من قرآن ناطقم".


قرآن برنامه تحول بود و خدا آن را از آسمان بر محمد (ص) فرو فرستاد ولی خاصیت روح بشر این است که بیش از آنچه که اسیر گوش است، اسیر چشم است، شنیدنی ها در مزاج روحی بشر اثرمی کنند، ولی دیدنی ها اثری بیشتر و قاطع تر دارند.
پیغمبر با زبان قرآن تحول را بیان کرد و این که مردی لازم است که قرآن را در وجود خویش تجسم دهد تا مردم آن را که شنیده اند ببینند. قرآن از عدالت سخن می گفت. و این علی است که باید این عدالت را در همان سطحی که خدا خواسته، در وجود خویش تجسم دهد؛ باید جهان و جهانیان، اصولی را که اسلام برای مردم بیان داشته، در سیمای زندگی علی به صورتی زنده و برجسته مشاهده کنند.




آن روز، جمعه بود، و عرب جمعه را احترام می کرد و نیز ماه رجب را. بت های کعبه در این ماه و مخصوصاً در روزهای جمعه این ماه مشتری بیشتری داشتند.
و آن روز نیز که روز جمعه سیزدهم ماه رجب بود در اطراف خانه کعبه ازدحام عجیبی برپا بود. در این جمع تنها یک زن بود که به جای عبادت بت، خدا را عبادت می کرد، شرک و کفر بر روحش سایه نینداخته بود. او دین حنیف داشت، همان دین جدش ابراهیم خلیل الرحمن، و او نیز در اطراف خانه خدا طواف می کرد، و از خدا می خواست تا وضع حملش را آسان کند.


او فاطمه دختر اسد بن هاشم بود و فرزندی را به بار داشت. و تقدیر چنین بود که این فرزند تولدی مبارک و استثنایی داشته باشد... تولد در خانه خدا...
فاطمه با خدا راز و نیاز می کرد. ناگهان در خود احساس دردی شدید کرد، دردی که فاطمه آن را به خوبی می شناخت، آخر این پنجمین حمل او بود، او قبلاً چهار بار دیگر این درد را در خود احساس کرده بود. فاطمه مضطرب و پریشان شد، او در میان جمعیت غوطه می خورد و طواف می کرد، پس از این احساس از طواف باز ایستاد ولی موج جمعیت او را به این سو و آن سو می کشاند. و درد هر لحظه شدیدتر و شدیدتر می شد.



چه می دانست که خدا چه سرنوشت افتخار آمیزی برای او و نوزادش رقم زده است.
فاطمه به دنبال پناهگاهی می گشت، مأمنی که او را از چشم مردم پنهان کند، و سرانجام آغوش گشوده کعبه را در برابر خود دید. فاطمه قدم به درون خانه کعبه گذارد.و این تقدیر الهی بود که مرد خدا در خانه خدا قدم به صحنه حیات پر افتخار خود بگذارد.
نامش را علی نهادندآ؛ و با علی، موجودی دیگر نیز موجودیت گرفت، موجودی عزیز، گرانبها و بس کمیاب. همان چیزی که باید راز سعادت جامعه ها را در آن جست، و در آن هنگام جوامع سخت از آن نهی شده بودند، جهان، "عدل" را نه می فهمید و نه می شناخت. میلاد علی با تولدی دیگر همراه بود؛ تولد عدل...






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی